وقتی میدانید هیچ جای زندگی برای
اطرافیانتان کم نگذاشته اید
اما آنطور که باید، دوستتان ندارند
ممکن است احساس بی ارزش بودن و حماقت بهتان دست بدهد
اما این را بدانید اگر کسی شما را دوست ندارد
یا نمی خواهد کنارتان بماند
به این معنی نیست که ارزش شما کم است
(گاهی یک مسئله فقط یک مسئله است)
و واقعیت این است که از بین میلیون ها نفر انسان
فقط آن یک نفر شما را دوست ندارد، همین
بدون هیچ شاخ و برگی
این مسئله هیچ ربطی به شخصیت
اخلاقیات، ارزش و بهای شما ندارد
شما میتوانید بعد از مواجه شدن با چنین مسئله ای
آن را فقط یک مسئله بدانید
و ساده از کنارش بگذرید
بدون آنکه برای "نماندن آدم ها" خودتان را سرزنش کنید
یا شخصیتتان را زیر سوال ببرید
بعد از مرگش تلفن ثابت خانهاش را جمع نکردیم ... نمیخواهم ارتباطمان قطع شود
هروقت دلم هوایش را میکند بهش زنگ میزنم... تلفنش بوق میزند ... بوق میزند ... بوق میزند
وقتی جواب نمیدهد با خودم فکر میکنم یا برای خرید رفته بیرون یا خانه همسایه است
الان چند سال میشود هروقت دلم هوایش را میکند دوباره زنگ میزنم
شماره "بیرون" را هم ندارم زنگ بزنم بگویم
"به مادرم بگید بیاد خونهاش، دلم براش تنگ شده "
دوست من اگر مادر تو هنوز خانه است و نرفته " بیرون " ... امروز بهش زنگ بزن
برو پیشش ... باهاش حرف بزن ... یک عالمه بوسش کن ... صورتتو بچسبون به صورتش ... محکم بغلش کن... بگو که دوستش داری